الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
43
مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)
مىخواهد در فرصتى آن را به صورتى كه شما نفهميد به خليفه برساند بنابراين از شرّ او برحذر باشيد ! » . ابوهاشم مىگويد : ما نتوانستيم خويشتن دارى كنيم و دسته جمعى به او حمله برديم و بازرسى كرديم ديديدم ماجرا را نوشته و در بين لبسهايش به همراه خود پنهان نموده و نام همهء ما را به بدترين وضع در آن نوشته ، آورده است ! نامه را از او گرفتيم و از او برحذر شديم . حسن ( بن على ) عليهما السلام در زندان روزه مىگرفت ، و چون افطار مىكرد ، ما نيز با او از خوراك وى مىخورديم ؛ همان غذايى را كه غلام آن حضرت داخل سبد چرمى مهر شده مىآورد . ابوهاشم مىگويد : من هم با آن حضرت روزه مىگرفتم روزى به خاطر روزه دارى ضعف كردم به غلامم گفتم ، نان كاكى برايم آورد و داخل زندان جاى خلوتى رفتم و خوردم و آشاميدم ، سپس كنار جمعيت به جاى خودم برگشتم و هيچ كس از حال من باخبر نبود ، امام عليه السلام همين كه مرا ديد ، لبخندى زد و فرمود : « افطار كردى ! » خجالت كشيدم . فرمود : « اى ابوهاشم ! تو را باكى نيست ، وقتى كه ديدى ناتوان شدهاى و خواستى قوّت بگيرى ، گوشت بخور كه نان كاك قوّتى ندارد . » و فرمود : « اگر تصميم گرفتى سه روز افطار كن ( روزه نگير ) چون وقتى كه روزه بنيه را تحليل ببرد تا سه روز قوّت نمىگيرد » . ابوهاشم مىگويد : سپس مدتى ابومحمّد حسن ( بنعلى ) عليهما السلام در زندان بود تا اينكه خشكسالى شد و مردم سامرا دچار قحطى شديدى شدند . خليفه معتمدُ علىاللَّه پسر متوكّل دستور داد مردم براى طلب باران بيرون روند ، سه روز بيرون رفتند و طلب باران مىكردند ولى باران نمىآمد .